خرید بک لینک

۹۷ هم تموم شد. از دهه سوم زندگیم زیاد باقی نمونده. پیر نشم یه وقت؟ سال هم کنار خانواده تحویل شد و اومدم خونه و ساعتی تنهام. پلیلیست رو میذارم، سیگار میپیچم و نوشیدنی رو میذارم کنار دستم. آهنگهایی که این روزا دوست دارم پخش میشن و بعد از ترای اول شروع میکنم. در دوراهی ثبت وقایع و فریک، میرم جلو ببینم چی میشه. سیگار خوب کام نمیده و آخراشو خاموش میکنم و میرم سراغ غیر پیچی.

به ۹۷ فکر میکنم. همه از ۹۷ مینالن. حق هم دارن. در مجموع با همه شرایطی که به وجود اومد، هر چی فکر میکنم در مجموع رو به جلو بودم. با این که اگه این شرابط نبود، قاعدتاً سال رؤیاییتری میشد، ولی همینم عجیب رو به جلو بودم. شروع تقریبی پروژه، بهتر شدن، شیکتر شدن و لذتبخشتر شدن کار، ماشین و پول و اینجور چیزا. برای ۹۸ اهدافم اینهاست: تمرکز روی سلامتی و ورزش، تناسب و بهبود ظاهر، پول بیشتر، کار بهتر و ترکوندن کار، اتمام کارای پروژه طبق برنامه یا زودتر، برنامهریزی سفر(ها)، بهبود رابطهای و حال خودم با خودم. اولویتها و دقیقتر کردن معیارها رو میذارم تا تولد ببینم چی میشه.

دلم تنگه و حسهام عجیب. در این لحظه و این روزا، دلم برای ترنم تنگ شده و مهسا هم که یه خاطره محو و دستنیافتنی و نازه برام.

دوباره برگشتم که اینا رو هم بنویسم. از این حس مهم نبودن برای بقیه که نمیدونم چقدرش رو باید برای بهبودش تلاش کنم و چقدرش مهم نیست. امسال به جز دو سه نفر به کسی تبریک نگفتم و تعداد تبریکهایی که گرفتم هم زیاد نیستن. هر چند همین چند نفر رو هم قدرشون رو خوبه بدونم. خلاصه که این که اولویت چندم خیلیا هستم دردناکه و حتی نمیدونم چقدر همین حسم هم درست و عجیبه. امیدوارم همونطور که بالا گفتم، حالم با خودم بهتر بشه امسال.

شاید اولین کاری که امسال شروع میکنم، شروع هفتمین دور سریالِ بهترین باشه.

نوشتن همینا هم غنیمت بود. من نمیمیرم، برمیگردم. (چقدر حضرت عشق رو دوست دارم و برام عزیزه)

برچسب: نویسنده: هستی رنجبر تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 18:52

صفحه بندی